کاربرد این نوع عملگرها به طور بالقوه گسترده تر از عملگرهای پیزوالکتریک است، زیرا چگالی انرژی بیشتری دارند. با این حال، به علت پسماند غیر قابل چشم پوشی و همچنین پیچیدگی این مواد، طراحی و کنترل در یک عملگر را دشوار کرده و توسعه آنها را در کاربردهای صنعتی محدود کرده است. با این وجود، پژوهش های گستردهای در مورد طراحی، مدلسازی و کنترل این مواد ارائه شده است که باعث می شود این مواد به صورت دقیق تر مدلسازی شوند. از مهم ترین کاربرد این مواد می توان به استفاده از آنها در ساخت عملگرهای موقعیت دهی، موتور، ساخت انژکتور، پمپ و کنترل ارتعاشات فعال اشاره کرد.

عملگرهای مگنتواستریکتیو عموما از سه قسمت اصلی تشکیل می شوند: ماده مگنتواستریکتیو، مدار مغناطیسی (عموما سیم پیچ) و یک مکانیزم (اسمبلی) برای انتقال حرکت ایجاد شده. این نوع عملگرها را می توان در پیکربندی های مختلف، بسته به نیازهای کاربردی مدلسازی و طراحی کرد. به عنوان مثال، یک عملگر خطی ممکن است از مواد مگنتواستریکتیو به شکل میله استفاده کند، در حالی که در یک عملگر پیچشی ممکن است از ماده رینگی شکل استفاده شود. علاوه بر این، عملکرد و کارایی عملگر را می توان با طراحی و بهینه سازی پارامترهایی مانند ویژگی های سیم پیچ(طول، تعداد دور سیم، قطر سیم)، ابعاد ماده مگنتواستریکتیو در نظر گرفت.
اصول مگنتواستریکشن که اساس اصل عملکرد این نوع عملگرها است، به دلیل برهم کنش پدیده های الکتریکی، مغناطیسی و مکانیکی بسیار پیچیده است. این پیچیدگی که در طراحی و مدلسازی این نوع مواد مشاهده می شود، مربوط به رفتار غیر خطی آنها می باشد که در حالت استاتیکی و دینامیکی مشاهده می شود.