مقام یک نوع طبقهبندی موسیقی است که در دورههای مختلف تاریخ از جمله دوران معاصر، برای طبقهبندی موسیقی ایرانی، ترکی، عربی و موسیقیهای مرتبط (نظیر آذربایجانی، ترکمنی و کردی) به کار میرفتهاست یا میرود.
ماهیت و تقسیمبندی مقامها در طول تاریخ ثابت نبوده، و بین موسیقی ایرانی، ترکی و عربی نیز کاملاً مطابقت ندارد اگر چه اشتراکات زیادی بین آنها وجود دارد. در معتبرترین متون، تعداد مقامهای اصلی در موسیقی ایرانی ۱۲، در موسیقی ترکی ۱۳، و در موسیقی عربی تا ۱۴ عدد ذکر شدهاست.
تحولاتی که در تئوری موسیقی مناطق مختلف خاورمیانه در سدههای هجدهم تا بیستم میلادی رخ داده، منجر به طبقهبندیهای مختلف برای مقامها، و شکلگیری روشهای مختلفی برای نتنویسی مقامها شدهاست. در موسیقی عربی و ترکی این تحولات با بازآرایی مقامها در گروههای جدیدتر همراه بوده، و در موسیقی ایرانی مفهوم مقام با مفهوم دستگاه جایگزین شدهاست.
تعریف[ویرایش]
لفظ مقام یا پرده برای طبقهبندی انواع موسیقی ایرانی، ترکی، عربی و آذربایجانی، بر اساس ساختار اجرایی آنها به کار رفتهاست.[۱] مقام در واقع مجموعهٔ نغمههایی است که تحت فواصل مشخص و از پیش تعیینشده سازمان یافتهاند.[۲]
مفهوم مقام در موسیقی این مناطق، با مفهوم مد در موسیقی یونان باستان نزدیکی دارد،[۳][۴] و برخی آن را با راگا در موسیقی هندی، پاتت در موسیقی جاوه،[۵] تیائو[الف] در موسیقی چین، شو[ب] در موسیقی ژاپن، جو[پ] در موسیقی کره، و دیهئو[ت] در ویتنام[۶] مرتبط دانستهاند.
گستره[ویرایش]
نظریهٔ مقام در موسیقی ایرانی، ترکی، عربی، و آذربایجانی به کار رفتهاست.[۷] برخی پژوهشگران برای گسترهای از موسیقی که مقام در آن به کار رفته از لفظ «موسیقی جهان اسلام» استفاده میکنند.[۸]
تاریخچه[ویرایش]
ایجاد مقامها یا پردههای موسیقی را به باربد نسبت میدهند؛ در زمان او که در دربار خسرو پرویز خنیاگر بوده، شمار پردهها هفت بودهاست. گفته شده پس از او، شاگردی از شاگردانش عدد آنها را به دوازده رساندهاست.[۹] برخی منابع، هفت خسروانی را به او نسبت میدهند و از برخی از آنها، نام میبرند. در یک منبع از ششتای آنها نام برده شده که عبارتند از سکاف، امرسه، مادراروسنان، شایکاد، شیشم و جوبعران. در منبعی دیگر، این مقامها هشت کروف خوانده شده که عبارتند از بندستان، بهار، ابرین، ابرینه، ماذرواسبان، شسم، القبه و اسبراس.[۱۰]
ابن سینا برای اولین بار در کتاب شفا از اصفهان، نوا و سلمک نام بردهاست. فارمر معتقد است از قرن سوم هجری به بعد، اصطلاحات موسیقی ایرانی، به موسیقی عربی وارد شدهاند و نخست، الحانی پذیرفته شدند که با گامهای اصابع عربی سازگار بودند و سپس، همه الحان، وارد شدند. پس از ابنسینا، در دیوان شعرا، به مقامها و پردهها اشاره شدهاست.[۱۱] نخستین کسی که به صراحت از پردهها نام میبرد، کیکاووس بن اسکندر نویسنده قابوسنامه (۴۵۷ق) است.[۱۲]
تا اواسط قرن هفتم هجری (معادل قرن سیزدهم میلادی)، در موسیقی ایرانی نظام تقریباً یکسانی بهخصوص در خراسان بزرگ رایج بودهاست. در این نظام، دوازده پرده (مقام) و شش شعبه (آوازه) وجود داشتهاست و پرده راست، مادر پردههای دیگر بودهاست. پس از صفیالدین ارموی، تقسیمبندی تازهای ظهور میکند که طی آن، عشاق پرده مادر میشود و اسامی برخی پردهها نیز تغییر میکند. جامایف، سیستم قبل از ارموی را پردهای و پس از او را مقامی میخواند.[۱۳]
ساختار موسیقی عربی پیش از اسلام چندان روشن نیست. آنچه مشخص است آن است که تا پیش از اسلام، نواختن موسیقی به خصوص در شبه جزیرهٔ عربستان محدود به زنان و کنیزان بودهاست و نوازندگی و خوانندگی مردان تنها پس از اسلام رواج یافتهاست.[۱۴] حتی در این دوران هم موسیقی توسط بسیاری از مسلمانان مقید جزو ملاهی (از لهو، به معنی خوشی نامشروع) دانسته میشدهاست.[۱۵] اولین مرد عربی که از راه موسیقی پیشهوری میکرده، «شَعیب خثیر» نامداشته که فرزند یک بردهٔ اهل ایران بوده و با موسیقی ایرانی هم آشنایی داشتهاست.[۱۶]
موسیقی عربی در ابتدای خلافت عباسیان رشد زیادی کرد و یک «دوران طلایی» داشت.[۱۷] این رشد متأثر از دیدگاه شیعیان و نیز تحت تأثیر فرهنگ علمی یونان بود که در این دوران در شبه جزیرهٔ عربستان نفوذ بیشتری کرد.[۱۸] تا پیش از قرن دهم میلادی، هشت مقام در موسیقی عربی تعریف شده بود که نامگذاری آنها بر طبق موقعیت انگشتان روی سازهای زهی تعریف میشد و هفتتا از آنها با مدهای موسیقی یونانی (یا موسیقی کلیسایی) مطابقت داشتند.[۱۹] تقسیمبندی موسیقی عربی به جنس در این دوران انجام شد که آن را به «اسحاق الموصیلی» نسبت میدهند.[۲۰] در این دوران خوانندگی نزد زنان نیز رواج داشت که نام برخی از این خوانندگان و ترانهسرایان زن در هزار و یک شب آمدهاست.[۲۱]
در موسیقی ترکی تا دورهٔ عثمانی، همان روال موسیقی عربی به کار گرفته میشدهاست. در اواخر دورهٔ عثمانی، سه موسیقیدان مطرح با نامهای رئوف یکتا بی، صوفی ازگی و حسین سعدالدین آرل نظام تئوری موسیقی ترکی را متحول کردند و نتیجهٔ کار آنها با تغییری اندک تا امروز استفاده میشود.[۲۲]
نام[ویرایش]
واژهٔ مقام به معنای امروزی، احتمالاً اولین بار در قرن هفتم هجری توسط قطبالدین شیرازی در رسالهٔ درة التاج لغرة الدباج به کار رفتهاست،[۲۳] اگر چه برخی اولین کاربرد را به عبدالقادر مراغی (موسیقیدان قرن نهم هجری) نسبت دادهاند.[۲۴]
در متون مربوط به موسیقی ایران، واژههای «مقام»، «پرده»، «شَد» (و جمع آن «شَدود») و «دور» (و جمع آن «ادوار») همگی برای توصیف یک مفهوم به کار رفتهاند[۲۵][۲۶] اما از آنجا که این متون تعریف دقیقی برای هر کدام از این واژهها ارائه نکردهاند معلوم نیست آیا این عبارات مترادف بودهاند یا خیر، اگر چه شواهد نشان میدهند که تا قرن هشتم هجری احتمالاً همهٔ آنها به یک معنی به کار میرفتهاند و تدریجاً با نفوذ زبان عربی به فارسی، «مقام» رواج بیشتر پیدا کردهاست.[۲۷] پس از این دوران، مفهوم مقام در موسیقی ترکیه تغییر میکند و نزدیکیاش را با مفهوم مد در موسیقی غربی حفظ میکند، حال آن که در موسیقی ایرانی نزدیکترین مفهوم به آن، گوشه است و نه مقام.[۲۸] در عین حال، به عقیدهٔ برخی موسیقیدانان، مقامهای قدیمی همینک خودشان را در غالب گوشههای دستگاههای مختلف موسیقی ایرانی حفظ کردهاند.[۲۹] دیگر واژههایی که برای توصیف مقامها در متون قرون وسطی (که عمدتاً به زبان عربی نوشته شدهاند) به کار رفته عبارتند از: جمع، نغمه، دور، اسابیع، طریقه، آواز، شعبه، طِباع، لحن یا الحان، و اصول.[۳۰] پیش از صفیالدین ارموی، واژهٔ «پرده» را بهجای «مقام» بهکار میبردند. محمدبن محمود نیشابوری، ۱۲ پرده برای موسیقی ذکر کردهاست. در عربی این دوازده پرده را «ادوار مشهوره» یا «شدود» میخواندهاند. اولین بار، قطبالدین شیرازی، «مقامات» را به جای «ادوار» استفاده کردهاست و عبدالقادر مراغهای، مقام را هممعنی و در کنار پرده بهکار بردهاست. امروزه، پرده به معنای «دستان» یا پرده روی سازهاست.[۳۱]
استفاده از لفظ «دور» برای توصیف مقام، اشاره به آن داشته که مقام باید فاصلهٔ یک دور کامل (یک اکتاو) را پوشش بدهد؛ هر دور شامل یک فاصلهٔ چهارم درست و یک فاصلهٔ پنجم درست است. صفیالدین ارموی و عبدالقادر مراغی هر دو از لفظ «دور» برای این مفهوم استفاده کردهاند.[۳۲] فاصلهٔ اکتاو در متون ارموی و مراغی با لفظ «ذیالکل»، و فواصل چهارم درست و پنجم درست نیز به ترتیب با نام «ذیالاربع» و «ذیالخمس» ذکر میشدهاند. مراغی همچنین مینویسد که ارموی هر سهٔ اینها را مقام میدانسته اما از نظر مراغی تنها یک دور کامل، مقام بودهاست.[۳۳]
محمدرضا لطفی، ریشهٔ نام مقام را در واژهٔ عربی «مِقام» (با کسره) میداند که به معنای جای ایستادن، رتبه یا پایه بودهاست.[۳۴]
موسیقی ایرانی[ویرایش]
مفهوم مقام در موسیقی ایرانی در دورههای مختلف تحول داشتهاست. پیش از ورود اسلام، از لفظ پرده برای توصیف مفهومی استفاده میشود که امروزه با نام مقام شناخته میشود، اگر چه اینکه این دو مفهوم یکی باشند مورد توافق همه نیست. از حدود سدهٔ دهم هجری به این سو، اسنادی هست که در آن تعداد مقامها دوازده مورد ذکر شده و نامهایشان با آنچه در تمام متون بعدی هست، مطابقت زیادی دارد.
پیش از مقامهای دوازدهگانه[ویرایش]

پیش از ورود اسلام و در دورهٔ سلسلهٔ ساسانیان، آهنگهای منسوب به «باربد» شامل «هفت خسروانی»، «سی لحن» و «سیصد و شصت دستان» بوده که با هفت روز هفته، سی روز ماه و سیصد و شصت روز سال مطابق بودهاست؛ یعنی هر برنامه موسیقی شامل یک خسروانی، یک لحن و یک دستان بودهاست. حکیم نظامی گنجوی در منظومه «خسرو و شیرین» سی لحن باربد را به نظم درآورده است.[۳۶] محمد بن محمود بن محمد نیشابوری هم در رسالهٔ موسیقی خود (قرن ششم هجری) ابداع هفت پردهٔ موسیقی را به باربد نسبت میدهد.[۳۷]
نیشابوری در همین رساله از شخصی با نام «سعیدی» نام میبرد که هفت پرده را تبدیل به دوازده پرده میکند:
هر چه باربد ساخت و بزد هفت پرده بیش نبود بموافق هفت کواکب. چون سعیدی فرا رسید پرده به دوازده کرد در خدمت شاه شروه [شیرویه] و او [سعیدی] شاگرد باربد بود
— محمد بن محمود بن محمد نیشابوری، سده ششم هجری[۳۸]
هویت سعیدی بهطور قطع مشخص نیست اما در منابع دیگر با نام «مولانا سعید» و «سعدی» هم به وی اشاره شده و گفته شده که او شاگرد «مولانا بایزید» (نام تحریف شدهٔ باربد) در دربار شاه شیرویه بوده، و مقامات را به دوازده رساندهاست.[۳۹] همچنین در رسالهٔ بهجت الروح هم از شخصی مشابه با عنوان «سعد الدین محیی آبادی» یاد شدهاست:
… و این هفت مقام تا زمان یزدجرد شهریار [یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی] بود تا آنکه سعدالدین محیی آبادی که در فن موسیقی مهمات تمام داشت، مقامات را به دوازده رسانید در مقابل دوازده برج افلاک.
— عبدالمومن بن صفیالدین در رسالهٔ بهجت الروح
تاریخ نگارش بهجت الروح مشخص نیست اما احتمالاً به قبل از قرن دهم هجری بر میگردد.[۴۰] هویت «سعیدی» هر چه باشد، بین این روایات توافق هست که او که در زمان ساسانیان میزیسته، بنیانگذار مکتب دوازده مقامی در موسیقی ایران است. این در حالی است که برخی روایات جدیدتر (که پس از قرن دهم هجری نوشته شدهاند) چنین مینویسند که مقامات را فیثاغورث ایجاد کرده بوده، تعدادشان هشت عدد بوده، و افزودن چهار مقام بعدی و رسیدن به دوازده را به موسیقیدانان پس از اسلام نظیر شیخ صفدی (که احتمالاً در قرن دهم میزیسته) نسبت میدهند، از جمله فرصت الدوله شیرازی که در بحور الالحان (که اولین بار در ۱۲۹۳ قمری در بمبئی چاپ شد[۴۱]) مینویسد:
روایتی دیگر است از قول حکیم فیثاغورث که مقامات هشت بوده، بدین ترتیب: تشق، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، رهوای، حسینی، حجاز. و بعد استاد صفدی و خواجه شمص الدین محقق چهار مقامات دیگر را استخراج نمودند.
— فرصت الدوله شیرازی در رسالهٔ بحور الالحان[۴۲]
نخستین کسی که بهطور صریح از پردهها (نامی که در متون قدیمی برای مقامها به کار میرفته) سخن گفته، عنصرالمعالی است که فصل سی و ششم کتاب قابوسنامه (مورخ ۴۷۵ قمری) از ده پرده نام میبرد: